ایستادیم بر همان عهد که بستیم
«عهد ایثار» تنها یک مراسم نبود؛ بازتعریف مفهوم مقاومت در جهان امروز بود.

تفصیل روز – ایلام، تنها یک استان مرزی نیست؛ حافظه بیدار مرزهای ایران است. سرزمینی که مرزبانی در آن شغل نبوده، میراث بوده است. از کوههای کبیرکوه تا امتداد داغ مرزهای مهران و دهلران، مردمانی زیستهاند که قرنها، پیشانی ایران را بر دوش گرفتهاند؛ مردمانی که هرگاه تاریخ، ایران را در تنگنا دیده، نخستین قامتهای ایستادهاش از همین خاک برخاستهاند.
اکنون نیز در میانه جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران گشودند، ۳۵ شهید مرزبانی از همین جغرافیای نجیب برخاستند؛ فرزندان همان ایلها، همان خانهها، همان مادرانی که سالهاست مرز را نه روی نقشه، که در عمق جان خویش نگهبانی میکنند. خون آنان بر خاکی ریخت که قرنهاست به رنگ غیرت آغشته است.
در ایلام، مرز فقط خط جغرافیا نیست؛ مرز، هویت است. این مردم بیش از ۴۰۰ کیلومتر از مرزهای ایرانزمین را با استخوان و خون خود نگاه داشتهاند. تاریخ این سرزمین را اگر ورق بزنی، از تهاجم آشوریان تا جنگ تحمیلی و از هجوم تکفیریها تا امروز، همواره نام ایلام در کنار واژه «ایستادگی» آمده است. گویی اینجا، کوهها نیز زبان مقاومت دارند.
اجتماعات شبانه مردم ایلام در میدان آیینی ۲۲ بهمن، تنها یک واکنش احساسی به شهادت فرزندانشان نبود. آنچه در آن میدان شکل گرفت، ظهور دوباره یک حافظه تاریخی بود؛ حافظه ملتی که دشمن را میشناسد، صفبندیها را تشخیص میدهد و هنوز میان هیاهوی جهان معاصر، قدرت تمایز حق و باطل را از دست نداده است.
آن شبها، ایلام فقط عزادار نبود؛ بیدار بود.
در چهره پیرمردانی که عصا به دست آمده بودند، میشد خاطره جبههها را دید. در اشک مادران، میشد غربت زینب را خواند. در فریاد جوانان، میشد همان روحی را شنید که قرنها پیش در کربلا، خون را بر شمشیر پیروز کرد. این اجتماع، امتداد یک تاریخ بود؛ از صدر اسلام تا امروز، از خیمههای سوخته تا مرزهای آتشگرفته ایران.
«عهد ایثار» تنها یک مراسم نبود؛ بازتعریف مفهوم مقاومت در جهان امروز بود. جهان سالها میدان جنگ را در توپخانه و موشک و دیپلماسی تعریف میکرد، اما ملت ایران بار دیگر نشان داد که خیابان نیز میتواند میدان مقاومت باشد؛ میدانی که در آن مردم، نه تماشاگر جنگ، که بخشی از معادله پایداریاند.
در ایلام، مردم به خیابان آمدند تا بگویند میان خون شهید و امنیت وطن، پیوندی ناگسستنی وجود دارد. آمدند تا دست خانوادههای شهدا را بفشارند و به آنان بگویند فرزندانتان تنها متعلق به خانههای شما نبودند؛ آنان فرزندان ایران بودند. آمدند تا ثابت کنند مقاومت، فقط در سنگر نیست؛ در حافظه جمعی ملتها نیز ادامه دارد.
شاید راز ماندگاری ایران نیز همین باشد؛ اینکه هرگاه دشمن گمان کرده این سرزمین خسته شده، از دل همین مردم، نسلی تازه برخاسته که دوباره بر همان عهد ایستاده است.
عهدی که با خون بسته شد، و با خون نیز حفظ خواهد شد.
نویسنده: یاسر بابایی



