جنبشهای نسل Z و ظهور الگوی جدید کنشگری اجتماعی

تفصیل روز – به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست تخصصی «از نظریههای انقلاب تا تئوریهای جنبشهای اجتماعی» (مروری بر آثار علمی منتشرشده در یک دهه اخیر) به همت گروه علوم سیاسی خانه اندیشمندان علوم انسانی، با همکاری گروه جامعهشناسی سیاسی انجمن جامعهشناسی ایران و مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.
در این نشست، ابوالفضل دلاوری، محمدسالار کسرایی، محمد بابایی و مهدی زیبائی تازهترین دیدگاهها و یافتههای خود را درباره تحولات نظری حوزه انقلاب و جنبشهای اجتماعی و مهمترین آثار علمی منتشرشده در این زمینه طی یک دهه اخیر مطرح کردند.
جنبشهای نسل Z و ظهور الگوی جدید کنشگری اجتماعی
محمد بابایی با اشاره به روند مباحث مطرحشده در نشست گفت: چینش سخنرانیها، با حضور آقای دکتر زیبایی و آقای دکتر دلاوری، بسیار مناسب بود. آقای دکتر دلاوری بحث را از مفاهیم بنیادی آغاز کردند و آقای دکتر کسرایی نیز روند تحول و تکامل نظریههای انقلاب را تا نسل Z تشریح کردند. من هم تلاش میکنم بحث را از همان نقطه ادامه دهم.
جنبشهای نسل Z؛ پدیدهای نوظهور در جنوب جهانی
بابایی گفت: از حدود سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، بهطور مشخص، پدیدهای در نزدیک به ۲۰ کشور جهان شکل گرفت که عمدتاً در کشورهای جنوب جهانی رخ داد و از آن با عنوان جنبشهای نسل Z یاد میشود. البته یکی دو نمونه نیز در کشورهای اروپایی مشاهده شده است. این پدیده به سرعت مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت. زمانی که مطالعات بر روی آن متمرکز شد، مشخص شد با پدیدهای تازه در حوزه جنبشهای اجتماعی و حتی جنبشهای انقلابی روبهرو هستیم. همین مسئله این پرسش را ایجاد کرد که این جنبشها دقیقاً چه ماهیتی دارند، چه کسانی آنها را شکل میدهند و چه عواملی موجب اثرگذاری آنها شده است.
کنشگرانی ناشناخته اما اثرگذار
بابایی با اشاره به ویژگیهای این نسل اظهار کرد: حساسیت پژوهشگران نسبت به این جنبشها از جنبههای مختلف بود، اما مهمترین دلیل آن این بود که دریافتند با نیرویی روبهرو هستند که از برخی جهات هنوز ناشناخته است، اما قدرت اثرگذاری بالایی دارد. اعضای این نسل بهراحتی وارد عرصه کنشگری میشوند، اما نوع کنشگری آنها با الگوهای سنتی تفاوت دارد.
وی ادامه داد: البته بخشی از رفتارهای آنها همچنان شباهتهایی با کنشگریهای سنتی دارد، اما ابعاد جدیدی نیز به آن افزوده شده است. یکی از مهمترین ویژگیهای آنها، تصمیمگیری و اقدام در لحظه است. همانگونه که آقای دکتر کسرایی نیز اشاره کردند، این نسل غیرقابل پیشبینی است و میتواند در کوتاهترین زمان ممکن تصمیم بگیرد و وارد عمل شود.
برای شناخت نسل Z باید بستر شکلگیری آن را شناخت
بابایی با معرفی این نسل گفت: معمولاً متولدین سالهای ۱۹۹۷ تا حدود ۲۰۱۵ را نسل Z میدانند. اگر بخواهیم این نسل را بهدرستی بشناسیم، باید ابتدا بسترهایی را که در آن رشد کردهاند، بشناسیم؛ زیرا بدون شناخت شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعیای که این نسل در آن پرورش یافته است، شناخت رفتارهای آنان نیز امکانپذیر نخواهد بود.
وی افزود: دلیل نامگذاری این نسل نیز به سیر تاریخی آن بازمیگردد. پیش از آن، از نسلی با عنوان Generation X یاد میشد که نخستین بار در کتابی با همین عنوان در سال ۱۹۹۱ مطرح شد. پس از آن نسل Y و سپس نسل Z نامگذاری شدند و این نامگذاری بیشتر بر اساس همین ترتیب تاریخی صورت گرفته است.
رهبرگریزی؛ ویژگی متمایز جنبشهای نسل Z
بابایی با اشاره به یکی از ویژگیهای مهم این جنبشها اظهار کرد: من هنوز با احتیاط درباره این موضوع صحبت میکنم و ترجیح میدهم به جای اینکه بگویم این جنبشها کاملاً بدون رهبر هستند، از تعبیر رهبرگریز استفاده کنم. هنوز به مستندات بیشتری نیاز دارم، اما به نظر میرسد این تعبیر دقیقتر باشد. برداشت من این است که این جنبشها اساساً تمایلی ندارند مانند جنبشهای سنتی، رهبر کاریزماتیک یا حتی رهبر غیرکاریزماتیک داشته باشند. آنها اساساً از پذیرش رهبری متمرکز پرهیز میکنند.
تجربه جلیقهزردهای فرانسه؛ نمونهای از رهبرگریزی
بابایی در ادامه با اشاره به تجربه جنبش جلیقهزردهای فرانسه گفت: زمانی که مشغول مطالعه جنبش جلیقهزردها، پیش از دوران کرونا بودم، احساس کردم که مسئله صرفاً بیرهبر بودن نیست، بلکه نوعی رهبرگریزی در این جنبش وجود دارد.
وی ادامه داد: در جریان اعتراضات، دولت فرانسه از معترضان میپرسید که نماینده یا رهبر آنها چه کسی است، اما پاسخ معترضان این بود که ما نمایندهای نداریم و خودِ معترضان تصمیمگیر هستند. حتی وقتی دولت پرسید سازماندهی شما چگونه انجام میشود، پاسخ دادند که هر روز در محل تجمع گرد هم میآییم، همانجا درباره برنامههای همان روز تصمیم میگیریم و شب نیز برای برنامههای روز بعد با یکدیگر هماهنگ میشویم.
بابایی افزود: در واقع نوعی تصمیمگیری جمعی و همفکری میان معترضان وجود داشت و همین موضوع باعث شده بود دولت فرانسه نداند برای آغاز گفتوگو باید با چه کسی مذاکره کند. این وضعیت، روند گفتوگو میان دولت و معترضان را برای ماهها به تعویق انداخت تا اینکه در نهایت معترضان پذیرفتند فردی را، نه بهعنوان رهبر، بلکه صرفاً بهعنوان نماینده برای مذاکره معرفی کنند.
وی در پایان تأکید کرد: به همین دلیل همچنان ترجیح میدهم درباره این جنبشها با احتیاط سخن بگویم و از تعبیر رهبرگریزی استفاده کنم، زیرا برای اثبات این ادعا هنوز به مستندات و شواهد بیشتری نیاز است.



