
در حالی که ایران با بستن هوشمندانه تنگه هرمز، به نوعی کنترل اقتصاد جهانی را در دست گرفته، طرح جدید آمریکا برای محاصره دریایی از دریای عمان نه تنها راهبردی وارونه، بلکه بازی با آتش در عصر چندقطبی است؛ محاصرهای که به اذعان رسانههای جهان، نه مشروعیت بینالمللی دارد و نه توجیه اقتصادی.
مقدمه:
جنگ اخیر که با حمله غافلگیرانه آمریکا و اسرائیل به هزاران هدف در ایران و پاسخ کوبنده موشکی-پهپادی تهران آغاز شد، خاورمیانه را به کانون انفجار جهانی تبدیل کرد. اما نقطه عطف این رویارویی، نه در آسمان، بلکه در آبهای باریک تنگه هرمز رقم خورد. ایران با اتکا به آموزههای ژئواستراتژیک و با «کنترل هوشمند» این آبراه حیاتی، برگ برندهای را رو کرد که معادلات قدرت را به نفع خود تغییر داد. در مقابل، واشنگتن که خود را در محاصره اقتصادی و نظامی میدید، طرح «محاصره دریایی از دریای عمان و اقیانوس هند» را کلید زد؛ اقدامی که در این گزارش، با استناد به تحلیلهای جهانی و منطق استراتژیک، وارونهنمایی از قدرت و آغازی بر افول هژمونی دریایی آمریکا ارزیابی میشود.
برخلاف تصور رایج از «بستن نظامی» صرف، ایران سناریویی هوشمندانه و چندلایه را به اجرا گذاشت: با توقف تردد نفتکشها، قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و بازارهای جهانی دچار شوک شد. اثر دومینویی بر کالاهای استراتژیک دیگر اثر بود. قیمت کود شیمیایی (تهدید امنیت غذایی جهان)، هلیوم (ضربه به صنعت تراشه و فناوری اطلاعات) و سوخت هواپیمایی به طور میانگین ۲۵ تا ۱۷۶ درصد جهش یافت.
ایران با حفظ توان موشکی و توان دیکته قدرت دریایی به شناورها، بدون درگیری دریایی زیاد و تنها با کنترل هوشمند، عملاً اقتصاد شکننده کشورهای صنعتی را نشانه رفت و به سرعت نتیجه گرفت.
پس از مذاکرات یک روزه پاکستان آمریکا گفت ایران شروط ما را نپذیرفته و فوراً مذاکرات را ترک کرد. برای ادامه جنگ، آنها ضمن استمرار تهدیدات و لفاظیها، اقدام به استراتژی جدیدی کرده و سناریو «محاصره دریایی» را طراحی کردند: بازرسی کشتیهای مظنون به مقصد ایران در آبهای آزاد و یا بالعکس، با هدف قطع کامل صادرات نفت ایران و جلوگیری از ورود کالاهای اساسی به کشور (مانند بنزین و داروهای خاص). اما این طرح، از نگاه رسانهها و تحلیلگران جهانی، با موانع جبرانناپذیری روبهروست.
رسانههای مطرح دنیا این اقدام را یک «خودکشی استراتژیک» دانستهاند
بلومبرگ گفته که جهش ۸ درصدی قیمت نفت تنها ساعتی پس از اعلام ترامپ، زنگ خطری برای تورم وارداتی به آمریکا و اروپاست. در شرایطی که تورم جهانی مهارنشده، هر گونه محاصره واقعی، نفت را به بالای ۱۵۰ دلار میرساند و رکود تورمی را به غرب هدیه میدهد.
سیانان از منظر ژئوپلیتیک هشدار مهمی داده: محاصره یکجانبه آمریکا بدون قطعنامه شورای امنیت، یک سابقه خطرناک حقوقی ایجاد میکند. چین بلافاصله از آن به عنوان «کارت سفید» برای اعمال محاصره مشابه علیه تایوان استفاده خواهد کرد. واشنگتن با این کار، پایههای نظم دریایی لیبرال را با دست خودش ویران میکند.
دراپسایت از منظر ذخایر ایران نوشته: ۱۷۴ میلیون بشکه نفت ایران بر روی نفتکشهای مستقر در آبهای دور (نزدیک سنگاپور و دریای سرخ) ذخیره شده است و محاصره دریایی ایران، دسترسی به این نفت را قطع نمیکند. ضمن اینکه مکانیسمهای مبادله پایاپای از مسیرهای زمینی (پاکستان، ترکیه و عراق و حتی دریای خزر) راههای جایگزینی هستند که محاصره دریایی قادر به بستن آنها نیست.
چه کسی بااراده تر است؟
تحلیلگران ارشد استراتژیک معتقدند ترامپ با این محاصره، در حال بازی «دو راننده در مسیر باریک» است که با سرعت به سمت هم میرانند. ایران تابآوری ۴۰ ساله خود را در برابر تحریمها اثبات کرده، در حالی که جهان غرب پس از جنگ اوکراین، تحمل یک بحران نفتی دیگر را ندارد. در این بازی، کسی که زودتر از جاده باریک خارج شود، بازنده است و شواهد نشان میدهد که اقتصاد جهانی که به نفت و انرژی خاورمیانه معتاد است، پیش از نظام ایران، تسلیم خواهد شد.



