آخرین اخبارجامعهسیاسی

امام خمینی(ره)؛ حقیقتی جاودانه در قامت یک مرجع دینی و مصلح اجتماعی

یادداشت

دکتر فرزاد اسفندیاری؛ عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور استان ایلام

در سالروز عروج ملکوتی معمار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، سخن گفتن از ایشان در قالب یک رهبر سیاسیِ صرف، تنزل دادن شخصیتی جامع و ذوابعاد به یک بُعد منفرد است. امام، تبلور عینیِ تفکری بود که توانست پیوندی وثیق میان «معنویت» و «سیاست»، و «فقه» و «مصلحت» برقرار سازد. در ادامه، مهمترین مؤلفه‌های شخصیتی و فکری آن عبد صالح خدا را مرور می‌کنیم؛ مؤلفه‌هایی که برخی از آنها همچنان کلید فهم ماندگاری انقلاب اسلامی هستند.

۱. اخلاص؛ جوهرهٔ نفوذناپذیر شخصیت

شاید بنیادی‌ترین عنصر در شخصیت امام که به تمام ابعاد دیگر او روح و معنا بخشید، اخلاص بود. اخلاص او نه در شعار که در عمل، سیاست‌ورزی و حتی در قهر و مهرش هویدا بود. این خلوص نیت، کلامش را نافذ و تصمیماتش را باورپذیر می‌ساخت و مهم‌ترین منبع سرمایهٔ اجتماعی عظیم ایشان در میان توده‌های مردم به شمار می‌رفت.

۲. تقویت الهی؛ موهبت پاداش اخلاص

آنچه معجزات بزرگ انقلاب نامیده می‌شود – از بازگشت بدون مانع به کشور در میان استقبال میلیونی تا پیروزی در جنگ تحمیلی با دستان خالی – همگی جلواتی از تقویت الهی یا همان «تأییدات غیبی» بودند. امام خود بارها بر این نکته تأکید داشت که این پیروزی‌ها، نه حاصل تدبیر شخصی، که پاداشی الهی برای اخلاص و مجاهدت امتی است که برای خدا قیام کرده است.

۳. عالم و حکیم بودن؛ عقلانیت نظری در خدمت عمل انقلابی

امام، پیش و بیش از هر چیز، یک استاد مسلم فلسفه، فقه و عرفان بود. علم وسیع و نگاه حکیمانه او، دستگاه فکری منسجمی را پدید آورد که توانست الگوی نوین «جمهوری اسلامی» را نه به عنوان یک ایدهٔ التقاطی، بلکه به مثابه یک استنباط عمیق از منابع اسلامی ارائه دهد. حکمت او در تلفیق جمهوریت و اسلامیت بود؛ دوگانه‌ای که بسیاری از تحلیل آن عاجز بودند.

۴. شجاعت و دشمن‌شناسی؛ منطق رویارویی با استکبار

شجاعت امام، ریشه در مرگ‌آگاهی و توکل بی‌نظیرش داشت. جملهٔ «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» شعار یک پوپولیست نبود، بلکه فریاد باور یک فقیه به سنت‌های الهی بود. این شجاعت، با دشمن‌شناسی دقیقی همراه بود که توانست در پردهٔ پیچیدگی‌های سیاست مدرن، ماهیت «نظام سلطه» و «شیطان بزرگ» را برملا سازد و خواب را از چشم قدرت‌های هژمون برباید.

۵. مدیریت و تدبیر در بحران‌های پی‌درپی

امام، نمونهٔ اعلای یک مدیر بحران بود. مدیریت و تدبیر ایشان در برهه‌های حساسی چون تشکیل نهادهای انقلابی از جمله سپاه پاسداران و پی‌ریزی شجرهٔ طیبهٔ بسیج، عزل بنی‌صدر خائن در بحبوحهٔ جنگ تحمیلی با رأی مجلس به عدم کفایت سیاسی او، و استواری بی‌نظیر در مبارزه با دشمن تا آخرین نفس، نشان از نبوغ سیاسی رهبری داشت که صلابت انقلابی را با انعطاف استراتژیک درهم می‌آمیخت.

۶. بنیان نهادن انقلابی که ۴۷ سال سربلند ایستاده است

مهم‌ترین میراث ملموس امام، بنیان نهادن نظام سیاسی‌ای بود که برخلاف تمام پیش‌بینی‌های بدخواهان، چهل و هفت سال پس از تأسیس، نه تنها فرو نپاشیده، بلکه هرروز مستحکم‌تر از دیروز در برابر فشارهای جهانی ایستاده است. این پایداری، مرهون دستگاه فکریِ خودبسنده‌ای است که او طراحی کرد.

۷. به حقیقت پیوستن نگاه ایشان؛ از افول مارکسیسم تا بیداری اسلامی

بسیاری از پیش‌بینی‌های امام دربارهٔ آیندهٔ جهان، امروز به حقایق مسلم تاریخی بدل شده‌اند: فروریختن دیوار کمونیسم شرق، افول اخلاقی و درونی تمدن غرب، و ظهور جنبش‌های آزادی‌بخش با محوریت معنویت. نگاه او به حقیقت پیوست؛ چراکه بر تحلیل دقیق از سنن لایتغیر الهی استوار بود.

۸. استکبارستیزی و دفاع از مستضعفان عالم؛ دکترینی فرامرزی

امام، مسئلهٔ فلسطین را از مناقشه‌ای منطقه‌ای به یک آرمان جهانی و انسانی بدل ساخت. استکبارستیزی و دفاع از مستضعفان در گفتمان او، ذیل یک دکترین فراملی قرار گرفت که موتور محرک سیاست خارجی انقلاب شد و امروز، پس از نزدیک به نیم قرن، همچنان الهام‌بخش مقاومت از یمن تا غزه و لبنان است.

۹. ساده‌زیستی و مردمی بودن؛ رهبری از جنس کوخ‌نشینان

یکی از رازهای محبوبیت بی‌نظیر امام، زیستِ هم‌تراز با پایین‌ترین اقشار جامعه بود. او هرگز از کسوت طلبگی و زندگی ساده خارج نشد و این ساده‌زیستی، تابلوی بی‌صدای اخلاصش بود که میان او و توده‌های مردم، پیوندی ناگسستنی برقرار کرد.

۱۰. احیای معنویت و آمیختن آن با سیاست

پیش از امام، مرزبندی سفت‌وسختی میان دینِ فردی و سیاستِ عمومی کشیده شده بود. اقدام بزرگ و تاریخی او، شکستن این دیوار شیشه‌ای و بازگرداندن معنویت به عرصهٔ سیاست بود. او نشان داد که می‌توان در اوج سیاستورزی، عبدی خاشع بود و بر مبنای تکلیف الهی، نه قدرت‌طلبی، عمل کرد.

۱۱. مردم‌باوری و تکیه بر آرای عمومی

امام، انقلاب را نه با کودتای حزبی، که با اتکای بی‌نظیر به توده‌های مردم به پیروزی رساند. مردم‌باوری عمیق او، در تصمیم‌سازی‌های کلان از جمله تعیین نوع حکومت با همه‌پرسی، به وضوح دیده می‌شود. او به توانایی مردم در تشخیص سرنوشت خویش ایمان راسخ داشت و این، بزرگ‌ترین درسِ مردمسالاری دینی به جهان بود.

۱۲. وعدهٔ صادق پیروزی در امتداد راه نورانی 

امروز، در آستانهٔ سالگرد، وعده‌های امام خمینی (ره) دربارهٔ پیروزی نهایی انقلاب اسلامی بر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی، بیش از هر زمان دیگری رنگ حقیقت به خود گرفته است. همان امام فرزانه‌ای که بذر مقاومت را افشاند و در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ به ملکوت اعلی پیوست، وعده داد که «اسرائیل باید از صفحهٔ روزگار محو شود» و «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند». تاریخ گواه است که این وعده‌ها، نه توهم، که راهبردی برگرفته از سنن تغییرناپذیر الهی بود.

این راه نورانی، پس از ارتحال امام راحل، با صلابت و حکمتِ داهیانهٔ امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) استمرار یافت و با عبور از گردنه‌های سخت فتنه‌های داخلی و خارجی، به نقطه‌ای رسید که امروز رژیم غاصب صهیونیستی در ضعیف‌ترین حالت تاریخی خود قرار دارد و هیمنهٔ آمریکا در سراسر جهان رو به زوال است.

و اکنون، این مسیر الهی در امتداد خود، با ظهور نسل جدید رهبری و شجاعت برآمده از همان مکتب، در کسوت حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین سید مجتبی خامنه‌ای (دام عزه)، وارد فصلی تازه شده است. او به‌همراه ملت بصیر و همیشه در صحنه، و نظامیان غیور و ولایتمداری که جان بر کفِ فرمان رهبری نهاده‌اند، این پرچم را تا پیروزی نهایی جبههٔ مقاومت و تحقق وعدهٔ بزرگ الهی به پیش خواهد برد.

بی‌تردید، همان‌گونه که امام بارها تأکید فرمود، «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ»؛ و این فتح بزرگ، به دستان پرتوان ملت ایران و نیروهای مسلح وفادار، در آینده‌ای نه‌چندان دور به نظاره خواهد نشست.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا