آخرین اخبارتاپزاویه دیگرسیاسی
موضوعات داغ

«صدای معترضان را باید شنید» یعنی چه؟

یاسر بابایی:

اتفاقات سخت و پیچیده‌ای را در دی ماه ۱۴۰۴ پشت سر گذاشتیم. اقتصاد گویی در حال سقوط آزاد بود و کسی توان کشیدن ترمزش را نداشت. ارز، طلا، ارزاق و هر آنچه قیمتی در بازار داشت، با سرعتی باورنکردنی در حال رشد قیمت بود و تورم رکوردها را تا مرز فلاکت جابجا کرد. مردم نظاره گر بودند که دولت برای کنترل اوضاع چه خواهد کرد اما دولت نیز خودش به گران سازی معیشت دست زد و حداقل در دو مورد بنزین را گران و سپس برنج هندی نایاب را بیش از دو برابر گران‌تر کرد. و عجیب‌تر آنکه در کوران اعتراضات، گرانی رسمی سایر اقلام اساسی مانند مرغ و تخم‌مرغ و روغن نیز رسانه‌ای شد.

اعتراض بازاریان تهران به عدم ثبات اقتصادی، آغازگر تحرکات و اعتراضات در بسیاری از نقاط کشور شد و مانند همیشه، دشمن از فرصت ایجاد شده استفاده کرد و خشونت بی‌سابقه‌ای در کشور رخ داد که جای تکرار ابعاد آن در این مقال نیست. اینجا می‌خواهیم به یکی از اظهارنظرهای کلیدی رهبر انقلاب در این خصوص اشاره کنیم که گفتند صدای معترض باید شنیده شود اما اغتشاشگر را باید سر جایش نشاند. اکنون پس از عمل به قسمت دوم فرمایش معظم له و مهار اغتشاشات، و همراهی جامعه، وقت آن رسیده که بخش اول فرمایش ایشان نیز مورد توجه سیاست‌سازان قرار بگیرد و ما به عنوان رسانه و به نمایندگی از جامعه باید بپرسیم که «صدای معترضان را باید شنید» یعنی چه؟

الف) حقوق و دستمزد: یکی از اعتراضات فراگیر در ایران نظام پرداخت حقوق و دستمزد ناعادلانه و همچنین عدم تناسب حقوق و مزایا با تورم شتابنده است. در آخرین آمار، تورم آذرماه سال جاری بیش از ۴۲ درصد اعلام شده در حالی که حقوق کارمندان و کارگران و کارکنان با هر نوع قراردادی، یک بار در ابتدای سال آنهم کمتر از تورم سال گذشته افزایش یافته است. حقوق بگیری که هر ماه نسبت به ماه قبل تورم بیشتری را تجربه می‌کند، هر ماه چیزی از سبد خانوارش کم می‌شود و لذا به این موضوع معترض است. اگر قرار نیست تورم مهار شود، آنها و خصوصاً حداقل بگیران و بازنشستگان و مستمری بگیران، خواهان حداقل دو بار افزایش حقوق در سال هستند.

تبعیض در پرداخت حقوق و مزایا و ناعادلانه بودن نظام پرداخت نیز در همین دسته قرار می‌گیرد. جامعه معترض است که چرا با یک سنوات، یک حکم و یک کار در دو دستگاه، پرداخت حقوق و مزایا و رفاهیات و اضافه کار و غیره، دارای اختلاف فاحش با یکدیگر است؟ آنها معترضند که این وضع تبعیض آمیز دور از عدالت و انصاف است. فرصتی که باید به خانواده اختصاص پیدا کند باید صرف شغل دوم و سوم شود و شکاف اجتماعی آن روح جامعه را می‌خورد و می‌خراشد. و دو فرد مشابه در دو دستگاه یا شرکت متفاوت، با دو شیوه مختلف بازنشسته می‌شوند و پیری متفاوتی را تجربه خواهند کرد. جامعه به این تبعیض معترض است.

ب) خودرو: آزادسازی واردات خودرو و جان مردم از گروگان شرکت‌های خودروسازی داخلی که اخبار فساد و ناکارآمدی آنها و آمار مرگ و میر عرابه‌های مرگشان، به گوش همه رسیده است، مطالبه بخش بزرگی از جامعه است. جامعه معترض است که چرا به بهانه‌های واهی شرایط ویژه و رانتی برای این شرکت‌ها ایجاد شده؟ و چرا این شرکت‌ها با جان و جیب مردم ایران، از رقابت با کیفیت و قیمت و ایمنی سایر خودروسازان جهان، معاف شده‌اند؟ مردمی که می‌بینند مثلا در عراق که بسیار عقب افتاده تر از ایران است، مردم با پول یک خودروی بی‌کیفیت ایرانی سوار ماشین با کیفیت روز جهان می‌شوند، به وضعیتی که دارند و به آمار مرگ و میر تصادفات جاده‌ای در ایران معترض می‌شوند ولی حتی با حمایت برخی نمایندگان مجلس نیز صدای اعتراضشان شنیده نمی‌شود.

ج) شرکتی‌ها: عدم تعیین تکلیف نیروهای شرکتی و حذف شرکت‌های واسطه نیز باعث اعتراض طیف وسیعی از جامعه شده که عمر و زندگی خود را تلف شده می‌بینند و احساس می‌کنند که به نفع افرادی معدود، به بردگی مدرن بدون هرگونه پیشرفت و امیدی کشیده شده اند. آن‌ها می‌شنوند که هم دولت، هم مجلس و هم مجمع تشخیص مصلحت موافق انجام این طرح هستند اما دست‌های پنهان و ذی‌نفوذ موافق نیستند و این طرح عملیاتی نمی‌شود. خب آنها ناامید می‌شوند که انگار عده‌ای دیگر در حال حکومت کردن هستند و زور دولت و مجلس به آن‌ها نمی‌رسد. آن‌ها پس از ناامیدی و مطالبه گری چند ساله بالاخره معترض می‌شوند و اگر قرار است طبق فرمایش مقام معظم رهبری صدای معترض شنیده شود، باید کار این قشر نیز هر چه سریع‌تر خاتمه داده شده و امید را به بخش وسیعی از جامعه برگرداند.

د) شمشیر قانون: عدم برخورد قاطع با مفسدان اقتصادی باعث اعتراض مردم ایران شده. مردم می‌بینند که افرادی میلیاردها دلار و ریال بصورت رسمی بابت انجام خدمتی و باز کردن گرهی از کشور دریافت می‌کنند، بعد می‌شنوند که چپاولی صورت گرفته، بعد افرادی محاکمه و سپس آزاد و در نهایت بعنوان ناجی مردم دوباره به عرصه قدرت برمی‌گردند. مردم معترض می‌شوند که چطور در سایر بخش‌های کشور و در تقابل با انواع و اقسام دشمنان، توان آن را داریم که مو را از ماست بیرون بکشیم اما زورمان به مافیاهای اقتصادی داخلی و گزارش‌های مهمل آن‌ها نمی‌رسد؟ آیا نمی‌توانیم با آن‌ها برخورد کنیم یا نمی‌خواهیم؟ مردم وقتی می‌بینند که مسائل اساسی زندگی آن‌ها توسط افرادی نامرئی مورد تهدید قرار گرفته و از طرفی کسی از سه قوه قضائیه و مقننه و مجریه توان مجازات آن‌ها را ندارد، قطعا معترض خواهند شد و امروز باید صدایشان شنیده شود.

ما بعنوان رسانه، اینها را بعنوان نمونه، به جای مردم می‌گوییم و تحقق آن با سیاست‌سازان است که تصمیم بگیرند چه چیزی به صلاح ایران ماست تا همچنان مستقل، با عزت، با اقتدار مانده و حال مردم خوب بماند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا