مکتب شهید رئیسی؛ الگویی از تمدنسازی در خدمت به نظام، ملت و مقاومت

عروج ملکوتی خادمالرضا (ع)، آیتالله دکتر سید ابراهیم رئیسی و یاران باوفایش، فرصتی برای بازخوانی ابعاد شخصیتی است که فراتر از یک کارگزار اجرایی، به مثابه یک «مکتب» قابل تحلیل و تبیین است.
منظور از «مکتب»، مجموعهای منسجم از اصول، رفتارها و روشهای عملی است که میتواند به عنوان الگویی ماندگار برای نسلها مطرح گردد. شخصیت شهید رئیسی با مبانی و اندیشههای رهبر معظم انقلاب مطابقت کامل دارد و دوران مسئولیت ایشان تجسم عینیِ «دولت الهی» از منظر رهبری محسوب میشود.
مؤلفههای اساسی این مکتب عبارتند از:
اول: ولایتپذیری؛
ستون اصلی مکتب در نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه رأس هرم مدیریتی و ایدئولوژیک است. شهید رئیسی به معنای واقعی کلمه مطیع محض رهبری بود. رهبر معظم انقلاب، ایشان را فردی «کارآزموده در مدیریتهای کلان» واجد «صلاح و امانت» و «پرهیزکاری و خردمندی» توصیف فرمودهاند. این اعتماد، در عمل به وفاداری تمامعیاری مبدل شد که در تمام ادوار مسئولیتهای ایشان، از قضاوت تا ریاستجمهوری، مشهود بود.
دوم: سادهزیستی و اخلاص؛
سیره علوی در مدیریت در شرایطی که تجملگرایی و فاصله طبقاتی در برخی موارد مشاهده میشود، شهید رئیسی الگوی یک مدیر انقلابی و مردمی با قامتی متواضع و زاهدانه را به نمایش گذاشت. رهبر معظم انقلاب در توصیف ایشان تصریح فرمودهاند که «رئیسی خود را برتر از مردم نمیدانست، بلکه خود را همرتبه با مردم و حتی در جایگاهی پایینتر میدید». اخلاص، رمز محبوبیت ایشان بود و ایشان «صلاح و رضایت مردم را بر هر چیز دیگری ترجیح میداد». آزردگی از ناسپاسیها و حملات بدخواهان هرگز مانع تلاش شبانهروزی ایشان برای اصلاح امور نشد.
سوم: خدمت به نظام و ملت و نهضت احیای صنایع
بارزترین ویژگی شهید رئیسی، «خستگیناپذیری» در خدمت به مردم است. رهبر معظم انقلاب در پیام تسلیت خود، همه مدت مسئولیت ایشان را «یکسره به تلاش بیوقفه در خدمت به مردم و به کشور و به اسلام سپری شد» توصیف کرده و با تأکید فرمودند: «رئیسی عزیز خستگی نمیشناخت». تجسم عینی این روحیه خستگیناپذیر در حوزه اقتصاد، «نهضت احیای صنایع» بود. در شرایطی که بسیاری از واحدهای تولیدی به دلایل مختلف تعطیل شده بودند، دولت سیزدهم با اتکا به رویکرد جهادی و مدیریت میدانی، احیای کارخانهها و کارگاههای صنعتی را در دستور کار قرار داد. چرخهای تولید دوباره در کشور، بهویژه در مناطق محروم، به حرکت درآمد. رهبر معظم انقلاب با اشاره به این دستاورد بزرگ، احیای انبوه کارخانههای تعطیل یا نیمهتعطیل را در دولت شهید رئیسی حرکتی ارزشمند دانستند که نشان داد میتوان از تعطیلی واحدهای تولیدی جلوگیری کرد. در نتیجه این رویکرد، دهها هزار کارگر به چرخه تولید بازگشتند.
چهارم: دیپلماسی عزتمندانه و گشایش درهای شانگهای و بریکس در عرصه بینالملل
شهید رئیسی نه تنها یک مدیر اجرایی، بلکه یک استراتژیست و حامی تمامقدْر محور مقاومت بود. زبان ایشان در سیاست خارجی، بر پایه سه اصل اساسی «عزت، حکمت و مصلحت» استوار بود.
رهبر معظم انقلاب در تبیین این اصول، «عزت» را نفی دیپلماسی التماسی در کلام و محتوا و پرهیز از چشم دوختن به حرف و تصمیم مقامات کشورهای دیگر معنا فرمودهاند. ثمره عملی این دیپلماسی عزتمندانه، گشایش درهای دو نهاد بینالمللی مهم یعنی سازمان همکاری شانگهای و گروه اقتصادی بریکس بود.
عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای و سپس پذیرش درخواست عضویت ایران در گروه بریکس، دو گام محکم دولت سیزدهم در حوزه «دیپلماسی سازمانهای بینالمللی» محسوب میشود. این دستاوردهای بزرگ، نماد عینی فاصله گرفتن از رویکردهای التماسی و دستیابی به تفکرات عزتمندانه در حوزه سیاست خارجی بود. این دو گشایش بهدرستی «میراث گرانقدر و مهم آیتالله رئیسی و شهید امیرعبداللهیان» نام گرفته و مسیر ایران را به سوی اقتصاد جهانی و نظم جدید بینالمللی هموار ساخت.
پنجم: جبهه مقاومت؛
دیپلماسی در خدمت آرمانهای انقلاب شهید رئیسی در حوزه مقاومت نیز با تکیه بر اصول عزتمندانه عمل میکرد. رویکرد ایشان در حمایت از جبهه مقاومت و مبارزه با صهیونیسم، ادامهدهنده راه شهدایی همچون حاج قاسم سلیمانی بود. هنگامی که رهبر معظم انقلاب، صداقت شهید رئیسی را در تقابل با فریبکاری مقامات غربی در حمایت از نسلکشی غزه مطرح میفرمایند، عمق مقاومت ایشان آشکار میشود. دیپلماسی عزتمندانه ایشان در عین ارتباط با جهان، هرگز از اصول انقلابی و حمایت از مظلومان عالم کوتاه نیامد. ششم: مظلومیت و شجاعت؛ شهادت در اوج خدمت شهادت این عزیزان در سانحه سقوط بالگرد در بازگشت از افتتاح یک سد، به وضوح نشان میدهد که حادثه ناگوار در اثنای یک تلاش خدمترسانی اتفاق افتاد. این واقعه، مُهر تأیید بر تمام ادعاهای ایشان بود.
«خادمالرضا» بودن، «خادم ملت» بودن و در نهایت «شهید خدمت» بودن، سهگانه مقدسی است که مکتب شهید رئیسی را جاودانه میکند.
نتیجهگیری: ضرورت تداوم مکتب شخصیت شهید آیتالله رئیسی، محصول تربیتیافته نظام جمهوری اسلامی در مکتب امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) بود. ایشان در مدت کوتاه مسئولیت خود، تراز جدیدی از مدیریت را تعریف کرد؛ مدیری که در عین اقتدار، متواضع است؛ در عین ارتباط با جهان، عزتمند است؛ و در عین رسیدگی به جزئیات معیشت مردم، چشمانداز تمدنی و حمایت از مظلومان عالم را از دست نمیدهد. «مکتب رئیسی» یک مفهوم تبلیغاتی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقای کارآمدی نظام است. تبیین علمی ابعاد این مکتب، به نهادینهشدن فرهنگ خدمت، ایثار، ولایتمداری، سادهزیستی، تلاش خستگیناپذیر، اقتصاد مقاومتی و دیپلماسی عزتمندانه در حکمرانی ایرانی اسلامی کمک میکند. به فرموده رهبر معظم انقلاب، این ارزشها و درسها باید به فرهنگ عمومی تبدیل شود.
دکتر فرزاد اسفندیاری عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵



