این جنگ چگونه تمام میشود؟ نبرد برای نظم امنیتی جدید غرب آسیا

بسیاری میپرسند: این جنگ چه زمانی و چگونه پایان مییابد؟ برای پاسخ، باید فراتر از نگاه کلاسیک به جنگها نگاه کرد. در تاریخ، کشورها بارها بر سر تعارض منافع با هم جنگیدهاند؛ پاکستان و هند، ارمنستان و آذربایجان، نمونههایی از جنگهای کلاسیک هستند. اما مسئله ایران، آمریکا و اسرائیل در مناقشه کنونی از جنس این تقابلهای ساده نیست.
جنگ کنونی در غرب آسیا، صرفاً درگیری دو واحد سیاسی بر سر چند امتیاز نیست. این جنگ در حقیقت بر سر تنظیم نظم امنیتی جدید منطقه است. پیروز این نبرد، برای چند دهه، معادلات امنیتی غرب آسیا را تعیین خواهد کرد.
ببینید، از فروپاشی امپراتوری عثمانی در ۱۹۱۸ تا امروز، منطقه غرب آسیا هرگز نتوانسته نظم امنیتی باثباتی پیدا کند. طرحهای مختلفی آمده و رفتهاند؛ از حضور انگلستان تا ثبات هژمونیک آمریکا و تلاشهای شبکه مقاومت. اکنون، منطقه در خلاء مطلق قدرت به سر میبرد.
نکته مهم اینجاست که حتی بازیگرانی مانند عربستان، ترکیه، امارات، قطر، عمان و کویت نیز نگاه متفاوتی به این جنگ دارند. آنها میدانند که این ماجرا صرفاً یک منازعه مرزی یا سیاسی معمولی نیست که با چند امتیاز دادن و گرفتن حل شود. در این جنگ، معادله برد-برد وجود ندارد؛ یک طرف میبرد و طرف دیگر میبازد.
همین موضوع، مذاکره اخیر در ژنو (۷ اسفند ۱۴۰۴) را از مذاکرات پیشین متمایز میکند. در آن مذاکره، تیم ایرانی یک بسته پیشنهادی برای رفع بهانههای طرف آمریکایی ارائه داد و در مقابل انتظار داشت که درگیری نظامی علیه کشورمان رخ ندهد. اما اکنون شرایط فرق کرده است. دیگر خبری از مذاکره کلاسیک نیست؛ اکنون بحث تثبیت نظم امنیتی مطلوب یکی از طرفین است.
پیروزی در این جنگ نیز به معنای «کمتر آسیب دیدن» نیست. پیروز، آن واحد سیاسی است که بتواند نظم امنیتی مطلوب خود را تثبیت کند. فردای این جنگ، روزی است که پیروز تعیین میکند:
· در خلیج فارس چه میگذرد؟
· چه کسی نفت میفروشد و چه کسی نمیفروشد؟
· مرزهای سیاسی منطقه چه سرنوشتی پیدا میکنند؟
هنگامی که یک واحد سیاسی بر تنگه هرمز مسلط شود و رژیم امنیتی جدید آن را در دست بگیرد، میتواند معادلات سیاسی لبنان را نیز به نفع خود تغییر دهد. همین قاعده را میتوان به سوریه، ترکیه، عراق، یمن و دیگر نقاط تعمیم داد.
به عبارت روشنتر: پیروز این جنگ برای چندین دهه، منافع ملی حاصل از این پیروزی را پیگیری خواهد کرد. اما بازنده، برای سالها و دهههای آینده، اهمیت امنیتی و توانایی تأثیرگذاری اقتصادی در منطقه را از دست خواهد داد. این، ماهیت واقعی جنگ کنونی است.



