آخرین اخبارتاپدسته‌بندی نشدهزاویه دیگرسیاسی

تبدیل ایلام به چهار حوزه انتخابیه با چهار نماینده

دکتر علی حیات‌نیا — پژوهشگر اقتصاد و توسعه منطقه‌ای

تفصیل روز – دکتر علی حیات نیا پژوهشگر اقتصاد و توسعه منطقه‌ای در یادداشتی که در اختیار تفصیل روز قرار داده پیشنهاد داده است که باید حوزه‌های انتخابیه استان ایلام از دو حوزه به چهار حوزه و تعداد نمایندگان از سه نفر به چهار نفر افزایش یابد. وی با توجه به واقعیت های موجود ایلام این پیشنهاد را مطرح کرده و معتقد است مسئله حوزه‌بندی انتخابات مجلس در کشور و استان ایلام با کیفیت حکمرانی محلی، توزیع متوازن منابع و آینده توسعه استان ارتباط دارد.

(۱)

این مطلب را با یک فرض پایه و تعیین‌کننده آغاز می‌کنم و آن اینکه اصل آزادی انتخاب محترم شمرده می‌شود؛ یعنی انتخاب‌کنندگان بتوانند آزادانه و آگاهانه رأی دهند، انتخاب‌شدگان از امکان واقعی حضور برخوردار باشند و همه افراد و گروه‌ها در چارچوب قانون امکان رقابت داشته باشند. همچنین فرض می‌کنم شرایط رقابت عادلانه است، به این معنا که قواعد، فرصت‌ها و سازوکارهای انتخابات به گونه‌ای عمل می‌کند که نمایندگی، محصول اراده عمومی و رقابت منصفانه باشد. بر این مبنا، سخن من درباره اصلاح حوزه‌ها تلاشی برای ارتقای عدالت در نمایندگی و کارآمدی حکمرانی و توسعه منطقه‌ای است، نه ورود به حاشیه‌های سیاسی، جناحی و قومی که بسیاری از مناطق کشور را از هدف اصلی، یعنی توسعه، بازداشته است.

مسئله حوزه‌بندی انتخابات مجلس در کشور و استان ایلام با کیفیت حکمرانی محلی، توزیع متوازن منابع و آینده توسعه استان ارتباط دارد. ساختار فعلی حوزه‌های انتخابیه با تحولات جمعیتی، افزایش تعداد شهرستان‌ها و پیچیده‌ترشدن مسائل مدیریتی استان تناسب ندارد و ادامه آن، شکاف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میان مناطق را عمیق‌تر می‌کند.

لزوم آمایش انتخاباتی و گذار به نمایندگی تخصصی

در شرایط کنونی، استان ایلام با وجود برخورداری از شهرستان‌هایی با مسائل و ظرفیت‌های کاملاً متفاوت، تنها سه نماینده در مجلس شورای اسلامی دارد. دو نماینده باید حوزه‌ای متشکل از شهرستان‌های ایلام، ایوان، چوار، چرداول، مهران، سیروان، هلیلان و ملکشاهی را نمایندگی کنند، حوزه‌ای پهناور، نامتجانس و دارای جمعیتی در حدود ۵۰۰ هزار نفر و در مقابل، حوزه جنوبی استان نیز با یک نماینده، شهرستان‌های دهلران، آبدانان، دره‌شهر و بدره را پوشش می‌دهد.

این تقسیم‌بندی البته نه با منطق جغرافیایی سازگار است، نه تناسب جمعیتی مطلوبی دارد و نه امکان نمایندگی مؤثر و تخصصی را فراهم می‌کند. نمی‌توان انتظار داشت دو نماینده هم‌زمان پاسخ‌گوی مسائل پیچیده شهر ایلام، نیازهای زیرساختی شهرستان‌های شمالی، اقتصاد مرزی مهران، محرومیت مناطق روستایی و عشایری و مطالبات شهرستان‌های کوچک‌تر باشند.

(۲)

شهرستان ایلام با جمعیتی حدود ۲۳۵ تا ۲۴۰ هزار نفر، بزرگ‌ترین کانون جمعیتی، اداری، دانشگاهی، درمانی و خدماتی استان است. شهر ایلام علاوه بر جمعیت ساکن خود، روزانه پذیرای جمعیت شناوری است که از نقاط مختلف استان برای دریافت خدمات اداری، درمانی، آموزشی و تجاری به آن مراجعه می‌کنند. بنابراین زیرساخت‌های این شهر عملاً فقط به ساکنان آن خدمات نمی‌دهد، بلکه بخشی از بار خدمات عمومی کل استان را تحمل می‌کند.

با وجود چنین جایگاهی، شهر ایلام حوزه انتخابیه مستقل ندارد و مسائل آن در میان مطالبات هفت شهرستان دیگر پراکنده می‌شود. به نظر می‌رسد این وضعیت، شهر ایلام را به “یک مرکز استان بی‌متولی” تبدیل کرده است، شهری که بار مسائل استانی را بر دوش دارد، اما در سطح ملی نماینده‌ای ندارد که بقای سیاسی و انتخاباتی خود را مستقیماً وابسته به کیفیت زندگی شهروندان آن بداند.

شاید بخشی از مشکلات انباشته شهر ایلام از ضعف زیرساخت‌ها و فرسودگی معابر گرفته تا بحران پسماند، ناپایداری درآمدهای شهرداری، گسترش سکونتگاه‌های ناکارآمد و ضعف نظارت بر مدیریت شهری و… باید در همین خلأ نمایندگی جست‌وجو شود. طبیعی است وقتی نمایندگان یک حوزه وسیع ناچارند میان مطالبات متعارض چندین شهرستان تعادل برقرار کنند، مسائل تخصصی و پرهزینه مرکز استان در اولویت ثابت آنان قرار نگیرد.

مشکلات شهرداری و شورای شهر ایلام در سال‌های اخیر و افول حکمرانی محلی که نتیجه نداشتن نماینده با احساس تعلق مکانی به شهر بوده را نباید فقط به عملکرد چند مدیر یا عضو شورا تقلیل داد. گزارش‌ها و پرونده‌های مطرح‌شده درباره تخلفات احتمالی، در کنار نارضایتی عمومی از خدماتی پایه و اولیه مانند آسفالت معابر، جمع‌آوری پسماند و کیفیت اجرای طرح‌های شهری، نشانه ضعف عمیق‌تری در نظام پاسخ‌گویی و نظارت محلی است.

شهروندان حق دارند بپرسند چرا مرکز استان، با وجود تمرکز امکانات اداری و حضور دستگاه‌های اجرایی، هنوز در انجام برخی وظایف پایه شهری با مشکل روبه‌رو است. به نظر می‌رسد پاسخ این پرسش را باید در زنجیره‌ای از ضعف‌های نهادی جست‌وجو کرد، از یک سو شورای شهری که گاه فاقد ترکیب تخصصی و استقلال کافی است، از سوی دیگر شهرداری‌ با درآمدهای ناپایدار و مداخلات سیاسی مواجه است، و ساختار نمایندگی‌ هم که مسئولیت مشخص و مستقیمی در قبال وضعیت شهر ایلام قائل نیست و بیشتر یک بستر سیاسی برای حضور یا تداوم در قدرت است.

(۳)

نماینده مستقل ایلام قرار نیست جای شورای شهر، شهردار یا دستگاه‌های اجرایی را بگیرد و نباید در امور اجرایی آنان مداخله کند، اما می‌تواند از ابزارهای قانونی مجلس برای پیگیری اعتبارات، نظارت بر دستگاه‌های ملی، اصلاح قوانین مدیریت شهری و مطالبه شفافیت استفاده کند. البته استقلال حوزه انتخابیه ایلام نباید به معنای مرکزگرایی یا نادیده‌گرفتن حقوق شهرستان‌های دیگر تفسیر شود، اتفاقاً ساختار فعلی هم به ایلام آسیب می‌زند و هم فرصت نمایندگی مؤثر و توسعه متوازن را از سایر شهرستان‌ها می‌گیرد.

اصل ۶۴ قانون اساسی امکان افزایش تعداد نمایندگان مجلس را با توجه به عوامل انسانی، سیاسی، جغرافیایی و نظایر آن پیش‌بینی کرده است. افزایش تعداد شهرستان‌ها، توسعه مرز مهران، رشد جمعیت شهر ایلام، گسترش نقش استان در ترددهای اربعین و افزایش مسائل اقتصادی و زیربنایی، بازنگری در حوزه‌های انتخابیه را ضروری کرده است. پیشنهاد نگارنده افزایش تعداد نمایندگان استان ایلام از سه نفر به چهار نفر و تشکیل چهار حوزه انتخابیه مستقل است. نخست شهرستان ایلام‌ که با جمعیت حدود ۲۳۵ تا ۲۴۰ هزار نفر و یک نماینده مستقل داشته باشد. این نماینده باید مستقیماً در برابر شهروندان شهر ایلام پاسخ‌گو باشد و توسعه شهر را از مطالبات روزمره به درآمد پایدار شهرداری، جذب سرمایه‌گذاری، نوسازی حمل‌ونقل، خدمات فرامحلی و ارتقای جایگاه ملی مرکز استان ارتقا دهد.

حوزه شمال استان هم شامل شهرستان‌های ایوان، چرداول، هلیلان و چوار با جمعیت حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ هزار نفر و‌ برمحور توسعه کشاورزی و صنایع تبدیلی، مدیریت منابع آب، بهبود راه‌ها، تقویت شهرهای میانی، اشتغال جوانان و زیرساخت‌های روستایی است.

حوزه غرب و میانی شامل شهرستان‌های مهران، ملکشاهی، سیروان و بدره (و حتی بخش سیوان شهرستان ایلام) با جمعیت حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار نفر بوده و اهمیت این حوزه فقط با شاخص جمعیت سنجیده نمی‌شود بلکه مرزی‌بودن مهران، نقش ملی آن در اربعین، ظرفیت تجارت و لجستیک و محرومیت‌های زیرساختی منطقه، ملاحظات جغرافیایی، سیاسی و امنیتی آن‌اند. محورهای توسعه هم بر اقتصاد مرزی، بازارچه‌ها، زیرساخت‌های اربعین، گردشگری و پیوند اقتصادی مناطق مرزی و مرکزی است.

حوزه جنوب استان هم شامل شهرستان‌های دهلران، آبدانان و دره‌شهر با جمعیت حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار نفر بوده و این منطقه هویت جغرافیایی و اقتصادی مشخصی دارد، محورهای توسعه این منطقه نفت و گاز، مسئولیت اجتماعی صنایع، کشاورزی، منابع آب، گردشگری و راه‌های ارتباطی. انتقال بدره به حوزه غرب و میانی، توازن حوزه‌ها را بهبود می‌دهد.

توسعه ایلام با بازطراحی حوزه‌ها بر مدار مزیت‌های اقتصادی

(۴)

البته استقلال حوزه‌ها نباید به جزیره‌ای‌ شدن نمایندگان یا تشدید رقابت‌های شهرستانی منجر شود. استان ایلام در بسیاری از مسائل به موضع واحد چهار نماینده نیاز دارد. پروژه‌هایی مانند توسعه راه‌ها، اتصال به شبکه ریلی، مدیریت منابع آب، تقویت زیرساخت‌های مرزی، توسعه صنایع نفت و گاز، ارتقای دانشگاه‌ها و مراکز درمانی و افزایش سهم استان از بودجه ملی، ماهیتی فراتر از محدوده یک حوزه انتخابیه دارند. از این‌رو در کنار اصلاح حوزه‌بندی، باید سازوکاری برای هماهنگی مستمر مجمع نمایندگان استان ایجاد شود و هر نماینده در برابر حوزه خود مسئولیت مشخص داشته باشد، اما چهار نماینده در مسائل راهبردی استان با برنامه و صدای مشترک عمل کنند.

به نظر نگارنده، تفکیک حوزه انتخابیه ایلام در حقیقت یک امتیاز سیاسی برای مرکز استان نیست، بلکه جراحی ضروری ساختار نمایندگی استان و کمک به انتخاب یک نماینده باکیفیت‌تر و غیر قومی با مطالبات مدرن و فاقد دیدگاه سطحی، بخشی و منطقه‌ای است. مدل پیشنهادی چهارحوزه‌ای شامل ایلام، شمال، غرب و میانی و جنوب استان می‌تواند مسئولیت‌پذیری نمایندگان را افزایش دهد، رقابت‌های فرسایشی را کاهش دهد و زمینه تخصصی‌شدن پیگیری مطالبات هر منطقه را فراهم کند. تفکیک شهر ایلام نه‌تنها به زیان سایر مناطق نیست، بلکه به شهرستان‌های پیرامونی اجازه می‌دهد نماینده‌ای داشته باشند که تمام ظرفیت خود را بر مسائل همان مناطق متمرکز کند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا