نگاهی به تلاشهای صنعت خبر برای اتحاد نیروها جهت دفاع از روزنامهنگاری خود در برابر شرکتهای هوش مصنوعی
از صدور مجوز جمعی گرفته تا ائتلافهای بزرگ، ناشران خبر، سازمانهای غیرانتفاعی و استارتآپها در حال بررسی راههایی برای مذاکره با شرکتهای بزرگ فناوری از موضعی قویتر هستند.

نویسنده: مارینا آدامز
وقتی صحبت از شرکتهای هوش مصنوعی میشود، ناشران یکی از دو گزینه را انتخاب میکنند: امضا یا شکایت. یا گاهی اوقات، هر دو.
اعلانهای صدور مجوز انباشته میشوند و اغلب ناشران بزرگی مانند آسوشیتدپرس آمریکا، اکسل اشپرینگر آلمان، پریسا مدیا اسپانیا و لوموند فرانسه قراردادهای انفرادی امضا میکنند. اما دعاوی حقوقی نیز در حال افزایش است، هرچند با سرعت کمتری، زیرا شرکتهای خبری، پلتفرمها را به استفاده غیرمجاز از مطالب دارای حق چاپ متهم میکنند.
با این حال، اخیراً راه سومی پدیدار شده است: ناشران به جای اینکه به تنهایی با شرکتهای هوش مصنوعی روبرو شوند، برای مذاکره با آنها متحد میشوند. این امر در ابتکاراتی از ائتلافهای جهانی تعیین استاندارد گرفته تا سازمانهای چانهزنی ملی منعکس شده است.
من با نمایندگان برخی از این ابتکارات و همچنین کارشناسان فناوری صحبت کردم تا مشخص کنم صنعت اخبار در برخورد با شرکتهای هوش مصنوعی با چه مشکلاتی روبرو است و چه راهحلهای بالقوهای برای محافظت و کسب درآمد از محتوای روزنامهنگاری در عصر هوش مصنوعی در حال توسعه است.
۱. تهدید ناشی از هوش مصنوعی
با افزایش محبوبیت ابزارهای هوش مصنوعی مولد، بسیاری از ناشران گمان میکنند که این ابزارها بر اساس محتوای آنها آموزش دیدهاند. آنها همچنین نگران از دست دادن ترافیک (و درآمد تبلیغاتی) هستند اگر مردم اطلاعات مورد نیاز خود را از یک چتبات دریافت کنند بدون اینکه نیازی به کلیک روی مقالهای که پاسخ چتبات بر اساس آن بوده است، داشته باشند.
طبق تحقیقات ما در سال ۲۰۲۵ در مورد هوش مصنوعی مولد، بر اساس دادههای نظرسنجی جمعآوریشده در شش کشور، افراد بیشتری از هوش مصنوعی برای یافتن اطلاعات نسبت به ایجاد محتوا استفاده میکنند. تنها اقلیت کوچکی از چتباتها در مورد اخبار سوال میپرسند. اما بسیاری از پرسشها، از نکات سفر گرفته تا زمینه رویدادهای جهان، در حال جایگزینی جستجوی گوگل هستند که ممکن است منجر به کلیک روی وبسایت ناشر خبر شود.
نسبت استفاده از هوش مصنوعی مولد برای هر کدام در هفته گذشته
استفاده از هوش مصنوعی مولد برای دریافت اطلاعات از استفاده از آن برای ایجاد رسانه (متن، تصاویر، ویدیو و غیره) پیشی گرفته است.

چتباتها تنها تهدید برای ناشران خبر نیستند. بسیاری حتی بیشتر نگران خلاصههای تولید شده توسط هوش مصنوعی، مانند AI Overviews گوگل هستند که به کاربران امکان میدهد اطلاعات استخراج شده از وبسایتها را بدون نیاز به کلیک کردن مشاهده کنند.
طبق دادههای ایالات متحده که توسط شرکت توسعه نرمافزار و جمعآوری دادهها Similarweb جمعآوری شده است، در سالی که گوگل Overviews را در ماه مه 2024 راهاندازی کرد، درصد نتایج جستجو که بدون کلیک به وبسایتها ختم میشوند، افزایش یافته و ترافیک ارگانیک به ناشران خبر کاهش یافته است.
تحقیقات خود ما نشان میدهد که تنها یک سوم کاربران میگویند که به طور مداوم روی لینکهای منبع در پاسخهای جستجوی تولید شده توسط هوش مصنوعی کلیک میکنند، در حالی که 28٪ به ندرت یا هرگز این کار را انجام نمیدهند.
نسبت افرادی که پاسخهای جستجوی تولید شده توسط هوش مصنوعی را مشاهده میکنند که میگویند روی لینکهای منابع اصلی کلیک کردهاند.
حدود یک سوم میگویند که همیشه یا اغلب روی لینکهای موجود در پاسخهای جستجوی هوش مصنوعی کلیک میکنند. افراد جوانتر بیشتر احتمال دارد که بگویند از طریق کلیک کردن به لینکها دسترسی پیدا میکنند.

داگ لیدز، یکی از بنیانگذاران Really Simple Licensing، یک سازمان غیرانتفاعی حقوق جمعی، گفت: «قرارداد ضمنی [اینترنت] این بود که ما کمی از محتوای شما را (مثلاً برای جستجو) میگیریم و نتایج جستجو را ایجاد میکنیم، اما ایده این است که ترافیک را به وبسایت شما برگردانیم و سپس شما میتوانید از آن به هر طریقی که میخواهید، چه از طریق اشتراک یا تبلیغات یا تجارت الکترونیک در سایت خود، درآمد کسب کنید.» Really Simple Licensing (RSL) دو پیشنهاد اصلی دارد: یک استاندارد وب باز برای شرایط مجوز قابل خواندن توسط ماشین و یک سازمان مدیریت جمعی برای مجوز هوش مصنوعی.
لیدز تأکید کرد که در مورد هوش مصنوعی، قراردادی که اینترنت مدتها تصور میکرد دیگر پابرجا نیست، دیگر معتبر نیست.
این ارزیابی توسط مادهاو چیناپا، مشاور ارشدی که بیش از یک دهه در گوگل فعالیت داشته و اکنون به عنوان عضوی از هیئت Future Insights ناشر اروپایی Mediahuis فعالیت میکند، تکرار شد.
چیناپا، که اخیراً یک ترم را به عنوان پژوهشگر مهمان در مؤسسه رویترز به مطالعه این مسائل گذرانده است، گفت: «در عصر GenAI، برای من مشخص نیست که تبادل ارزش چیست و میتواند به دلیل نقشی که در تولید محتوای مشروع دارد، بسیار نگرانکننده باشد.» وقتی از او در مورد واکنش صنعت خبر پرسیدم، به من گفت: «تقریباً شبیه واکنش انسان به ترس است. مثل جنگیدن، فرار کردن یا یخ زدن. جایی که فرار کردن به طرز ناامیدکنندهای به دنبال معاملات توهمی و یکباره Open AI است.»
۲. زمان یادگیری از صنعت موسیقی
دیوید باتل، مشاوری که قبلاً برای فایننشال تایمز کار میکرد، گفت: ناشران باید در تأمین امنیت مالکیت معنوی خود بهتر عمل کنند و اجازه ندهند که از آن برای ایجاد محصولاتی استفاده شود که در نهایت از مخاطبانشان سلب مالکیت میکند. او اکنون سرپرست پروژه ائتلاف استانداردهای حقوق استفاده ناشران (SPUR) است، اما به عنوان نماینده سازمان با من صحبت کرد.
باتل ناشران اخبار را با صنعت موسیقی مقایسه کرد، که استفاده از محتوای آنها را بدون پرداخت هزینه دشوارتر میکرد.
او قبل از اشاره به موضوع استراتژیک گستردهتر نقش ناشران اخبار در عصر هوش مصنوعی، گفت: «این صنعت باید از یک مدل دسترسی آسان که در آن دور زدن دیوارهای پرداخت سخت نبود، به مدلی که در آن از مالکیت معنوی آنها به مراتب بهتر محافظت میشود، حرکت کند.»
اینجا جایی است که صدور مجوز مطرح میشود. به گفته باتل، GenAI صاحبان رسانه را وادار میکند تا صدور مجوز را به عنوان یک جریان درآمدی مهم، شاید حتی تا حدی که بر کسبوکار اصلی موجود آنها تأثیر بگذارد، ارزیابی کنند.
یک ناشر خبری که به تنهایی مذاکره میکند، همیشه در مواجهه با شرکتهای هوش مصنوعی بسیار ثروتمندتر و قدرتمندتر، در موقعیت نامساعدی قرار خواهد گرفت.
باتل گفت: «صنعت جدید چندپاره است و این ما را در موقعیت دشواری هنگام تأثیرگذاری بر مواردی مانند استانداردها قرار میدهد. طرف دیگر بازار چندپاره نیست. تعداد انگشتشماری از بازیگران با منابع بیپایان هستند که میتوانند سعی کنند نحوه شکلگیری این بازارها را به نفع خود شکل دهند.»
چیناپا به من گفت، اما همه شرکتهای فناوری به یک شکل عمل نمیکنند. به عنوان مثال، به نظر میرسد OpenAI در حال امضای یک قرارداد صدور مجوز برای هر کشور (معمولاً با بزرگترین ناشر) است، در حالی که گوگل در حال امضای قراردادهای بیشتری است و آمازون و مایکروسافت در حال تلاش برای رویکرد بازار هستند.
چیناپا به من گفت: «رویای من این است که ما یک رویکرد جمعی از هر دو طرف داشته باشیم تا همه شرکتهای هوش مصنوعی، حداقل در یک لایه پایه، با همه ناشران در اکوسیستم خبری تعامل داشته باشند. اما برای عملی شدن این امر، به ساختارها و انگیزههایی از هر دو طرف نیاز دارید.»
۳. چگونه ناشران میتوانند با هم همکاری کنند
برای ناشران خبر، همکاری با نزدیکترین رقبایتان ممکن است انتخابی رادیکال به نظر برسد. اما این کاری است که برخی برای مقابله با تهدید ناشی از هوش مصنوعی شروع به انجام آن کردهاند.
این ایده پشت SPUR است، گروهی که Buttle در حال توسعه آن است. SPUR توسط برندهای بزرگ رسانهای بریتانیا، از جمله بیبیسی، فایننشال تایمز و گاردین تأسیس شد و اخیراً ناشر اروپایی Mediahuis، که صاحب برندهای رسانهای در ایرلند، بلژیک، آلمان، لوکزامبورگ و هلند است، به عنوان عضو جدید پذیرفته شد.
ماموریت SPUR ایجاد استانداردهای فنی مشترک و یک چارچوب صدور مجوز برای سازمانهای خبری است تا در معاملات خود با شرکتهای هوش مصنوعی از آن استفاده کنند. هدف آن «شکلدهی بازاری» است که به اعضای آن ارزشگذاری منصفانهای برای روزنامهنگاریشان ارائه دهد. اما SPUR یک نهاد صدور مجوز جمعی نیست و اعضای آن آزادند که معاملات خود را دنبال کنند.
برخی معتقدند که صنعت خبر باید حتی فراتر رفته و به مدیریت جمعی متعهد شود. مدیریت جمعی، مفهومی که در دنیای هنر متولد شده است، شامل یک سازمان مرکزی است که از طرف اعضای خود در مورد حفاظت از حق چاپ مذاکره و مدیریت میکند و همچنین حق امتیازها را جمعآوری و توزیع میکند.
وقتی ناشری فایل RSL را منتشر میکند، میتواند اعلام کند که در حال عضویت در RSL Collective نیز هست. این CMO که در سپتامبر ۲۰۲۵ راهاندازی شد، مجوز جامعی را برای شرکتهای هوش مصنوعی فراهم میکند تا به تمام محتوای اعضای خود با یک قیمت واحد دسترسی داشته باشند.
ناشران میتوانند محتوای خاصی را به صورت آنی در توافقنامه بگنجانند و از آن خارج شوند، و همچنین میتوانند مجوزهای خاصی را با شرکتهای هوش مصنوعی وارد یا از آن خارج کنند. اما آنها از دردسر مذاکره برای توافقنامهها معاف خواهند بود.
در زمان نگارش این متن و طبق گفته لیدز، RSL Collective حدود ۱۵۰۰ عضو رسانهای دارد، از جمله ناشران خبری مانند گاردین، آسوشیتدپرس، یواسای تودی و پیپل اینک، و همچنین سازمانهایی که نماینده اکوسیستم وسیعتر رسانههای دیجیتال مانند ردیت و ویکیپدیا هستند. سازمانهای درگیر در حال حاضر در حال بررسی طرح صدور مجوز RSL Collective هستند که هنوز فعال نشده است.
۴. تلاش مشترک ناشران دانمارکی
در حالی که RSL برای فعالیت در سطح جهانی راهاندازی شده است، CMO های ملی نیز وجود دارند که ناشران را در یک کشور نمایندگی میکنند. لیدز گفت RSL به دنبال همکاری با CMO های ملی مشابه نحوه همکاری آنها با یکدیگر است و ترتیبات متقابلی را برای مجوز گرفتن از مجموعههای ملی آنها در خارج از کشور ایجاد میکند.
یکی از این CMO های ملی، سازمان مدیریت جمعی انتشارات مطبوعات دانمارک (DPCMO) است. این سازمان که در سال ۲۰۲۱ تأسیس شد، تقریباً کل صنعت اخبار دانمارک را نمایندگی میکند و تنها CMO صنعتی در اروپا است که شامل رسانههای خصوصی و پخشکننده خدمات عمومی میشود.
در زمان تأسیس، DPCMO روی صدور مجوز محتوای ناشران برای رسانههای اجتماعی، برنامههای خبری و جستجو کار میکرد. پس از راهاندازی ChatGPT، ماموریت آن گسترش یافت تا مجوز هوش مصنوعی مولد، متنکاوی و دادهکاوی را نیز پوشش دهد.
در عمل، این بدان معناست که کل صنعت اخبار دانمارک به عنوان یک واحد با شرکتهای بزرگ فناوری مذاکره میکند.
DPCMO با موتورهای جستجو – گوگل، بینگ، داکداکگو، اکوسیا و کوانت – قراردادهای موقت منعقد کرده است تا مجوز نمایش اسنیپتها در صفحات نتایج جستجو را صادر کند. این قراردادها به دلیل اختلاف نظر مداوم با گوگل بر سر ارزشگذاری نهایی محتوای اعضای DPCMO که هنوز در حال مذاکره است، قطعی نیستند.
با این حال، DPCMO با اکثر رسانههای اجتماعی یا شرکتهای بزرگ GenAI قرارداد امضا نکرده است. این بدان معناست که هیچ سازمان خبری دانمارکی، برخلاف بسیاری از همتایان اروپایی خود، هنوز با OpenAI قرارداد نبسته است.
DPCMO با Cloudflare و Tollbit همکاری میکند تا به اعضای خود اجازه دهد به راحتی در سرویسهای آنها شرکت کنند تا استفاده هوش مصنوعی از محتوای خود را بررسی و مدیریت کنند. همچنین با شرکت هوش مصنوعی ProRata قراردادی امضا کرده است تا یک چتبات دانمارکی ایجاد کند که فقط از محتوای دارای مجوز استفاده کند.
کارن رونده، وکیل و مدیرعامل DPCMO، گفت: «ما تبادلات حقوقی طولانی مدتی با OpenAI و Gemini داشتهایم و آنها انکار نمیکنند که [مدلهای خود را] بر اساس محتوای ما آموزش دادهاند، اما هزینه آن را پرداخت نخواهند کرد.»
رونده در پاسخ به این سوال که چرا رسانههای رقیب گرد هم آمدند و به این رویکرد جمعی پایبند ماندند، گفت که آنها متوجه شدهاند که کل صنعت باید برای محافظت از اکوسیستم اطلاعات متحد باشد.
او به من گفت: «این فقط مربوط به پاداش عادلانه نیست. این مربوط به دموکراسی است.» «این موضوع در مورد تضمین دسترسی به اطلاعات قابل اعتماد و معتبر به مردم است. همچنین در مورد دسترسیپذیری و قابلیت کشف است. این موضوع در مورد تنوع فرهنگی و زبانی است – هر چیزی که انسجام اجتماعی، شهروندانی متعهد، آگاه و توانمند ایجاد میکند.»
رونده گفت DPCMO ترجیح میدهد قراردادهای تجاری امضا کند. اما از آنجایی که این گروه انجام این کار را دشوار یافته است، به ابزارهای قانونی، از جمله میانجیگری یا داوری با شرکتهایی مانند متا، تیک تاک و OpenAI، روی آورده است. رونده گفت بسیاری از این شرکتها تصمیم گرفتهاند در این فرآیندهای داوطلبانه شرکت نکنند. گام بعدی طرح دعوی است.
DPCMO اولین گروه ناشران متحد در اروپا است که از OpenAI شکایت میکند و یک پرونده دادگاهی دیگر علیه لینکدین دارد. هر دو پرونده در فوریه 2026 اعلام شدند. استدلال DPCMO علیه OpenAI این است که این شرکت مدلهای خود را حداقل تا تابستان 2024 بر اساس محتوای ناشران دانمارکی آموزش داده است و به آنها اجازه نداده است که حداقل تا تابستان 2023 از این روند انصراف دهند.
۵. نوع متفاوتی از شرکت هوش مصنوعی
ProRata یک توسعهدهنده هوش مصنوعی بزرگ و پیشرو مانند OpenAI نیست و همچنین سعی در ایجاد یک محصول مستقیم به مصرفکننده ندارد. دامنه آن بسیار محدودتر است: ساخت یک ویجت جستجوی هوش مصنوعی که در وبسایتهای ناشران موجود تعبیه شود.
ProRata روی توانایی خود در ارائه پاسخهای محاورهای مبتنی بر محتوای دارای مجوز، برگرفته از طیف وسیعی از ناشرانی که ProRata با آنها قرارداد بسته است، شرطبندی میکند.
ویجت ProRata میتواند مانند یک جعبه گفتگو باشد که در پایین یک مقاله قرار میگیرد و خواننده میتواند از آن برای پرسیدن سؤالی در مورد مقاله استفاده کند. برای پاسخ، این ویجت نه تنها از محتوای مقاله، بلکه از محتوای دارای مجوز از سایر ناشران نیز استفاده میکند. در این مثال، نوار جستجوی ویجت میتواند از قبل با سؤالات پیشنهادی تولید شده از متن مقاله پر شود، اما کاربر میتواند از نظر تئوری در مورد یک موضوع نامرتبط سؤال کند و همچنان پاسخی دریافت کند.
آنلیز جانسن، مدیر ارشد بازرگانی این شرکت، گفت که ProRata با بیش از ۲۰۰ شریک محتوایی با تقریباً ۱۵۰۰ نشریه (برخی ناشران بیش از یک عنوان دارند) قراردادهایی امضا کرده است. او توضیح داد که واحد جستجوی ProRata اکنون در بیش از ۱۵۰ عنوان از این عناوین ادغام شده است. این عناوین محدود به اخبار نیستند، بلکه از مجلاتی مانند Hello! بریتانیا گرفته تا نشریات ورزشی، فناوری و بینش مصرفکننده را در بر میگیرند.
کسب درآمد از طریق تبلیغات تعبیهشده در خود واحد جستجو حاصل میشود. این سیستم که توسط GenAI پشتیبانی میشود، از متن، مکالمه و محتوای تبلیغکننده برای تولید یک تبلیغ استفاده میکند.
جانسن گفت که این تبلیغ به وضوح به این صورت برچسبگذاری شده است تا از بدنه اصلی پاسخ متمایز شود. نیمی از هرگونه درآمد حاصل از طریق یک سیستم انتساب که سهم پاسخی را که از ناشران مختلف گرفته شده است محاسبه میکند و از آن به عنوان راهی برای تقسیم درآمد استفاده میکند، بین ناشرانی که محتوای آنها برای پاسخ استفاده شده است، توزیع میشود.
جانسن گفت: “اگر از محتوای شما استفاده شود، شما برای آن، هر کجا که محتوای شما استفاده شود و هر کجا که پاسخ تولید شود، پول دریافت خواهید کرد.”
تولیدکنندگان محتوا حتی اگر ویجت در وبسایت یک انتشارات دیگر میزبانی شود، سهمی دریافت خواهند کرد. آنها همچنین میتوانند از میزبانی تبلیغ در وبسایت خود (مشابه نحوه کار یک بیلبورد) و با فروش خود تبلیغ، درآمد کسب کنند.
جانسن گفت که پتانسیل ویجت برای تسهیل درآمد برای یک رقیب در وبسایت خود ناشر، فروش سختی نبوده است. او گفت: «لحظهای که شروع به کار با سئو [بهینهسازی موتور جستجو] و SEM [بازاریابی موتور جستجو] میکنید، در محیطی در کنار رقیب خود زندگی میکنید، بنابراین ناشران کاملاً این را درک میکنند. بسته به سوال، ممکن است نتوانند ۱۰۰٪ محتوای لازم برای تولید آن پاسخ را ارائه دهند، بنابراین ترجیح میدهند آن کاربر در پلتفرم آنها بماند تا اینکه او را به ChatGPT بفرستند.»
۶. پس این برای روزنامهنگاری چه معنایی دارد؟
چیناپا فکر نمیکند که صنعت خبر با اقدامات تنظیمکنندگان نجات یابد. او فکر میکند تمرکز باید روی جنبه محصول باشد و در یک ارزیابی صادقانه از اینکه چه محتوایی مفید و ارزشمند است.
او به من گفت: «اینترنت محتوای بینهایت را برای ما به ارمغان آورده است و هوش مصنوعی مولد میتواند بینهایت بیشتر تولید کند. تنها چیزی که محدود است توجه انسان است و بنابراین شکاف یا طرف صحبت بین آن توجه محدود و محتوای بینهایت کسی است که قدرت زیادی دارد.»
به گفته باتل، ایجاد ارزش متمایز در عصر هوش مصنوعی به معنای انتخاب «محتوای ذاتاً انسانی» است. از نظر او، این به معنای تحلیل بیشتر، نظر، برجستهتر شدن چهرهها و صداها و محتوای چندرسانهای و شاید گزارشهای نه چندان سرراست از رویدادها است، تقاضایی که باتل فکر میکند توسط سیستمهای واسطهای که از محتوای دارای مجوز توسط خبرگزاریها تغذیه میشوند، برآورده خواهد شد.
برخی از مصاحبهشوندگان من گفتند که تغییرات در نحوه عملکرد اینترنت ذاتاً بد نیستند. فهمیدن اینکه چرا مخاطبان ممکن است ترجیح دهند به جای فهرستی از لینکهایی که باید به صورت دستی بررسی کنند، پاسخ سوالات خاص خود را دریافت کنند، دشوار نیست.
لیدز گفت: «از بسیاری جهات، این یک تجربه کاربری بسیار بهتر است.» چیناپا موافق است: «تصور کنید که چند سال دیگر به یک کودک نه ساله بگویید: «ما قبلاً کلمات را در نوار جستجو تایپ میکردیم و سپس تعدادی لینک میآمدیم و سپس روی برخی کلیک میکردیم و امیدوار بودیم که به آنچه میخواستیم برسیم.» آنها به شما همانطور نگاه خواهند کرد که بچههای من وقتی در مورد دستگاه فکس صحبت میکنم به من نگاه میکنند.»
اما آیا این مدل جدید، بقای روزنامهنگاری با منافع عمومی و یکپارچگی اکوسیستم اطلاعات را تضمین میکند؟ لیدز با تکیه دوباره بر تکامل صنعت موسیقی، رباتهایی را که اکنون وبسایتهای خبری را جمعآوری میکنند، با نپستر مقایسه کرد. این یک سیستم اشتراکگذاری فایل همتا به همتا بود که به افراد اجازه میداد برای چند سال (۱۹۹۹-۲۰۰۱) موسیقی دیجیتال را به صورت رایگان برای یکدیگر ارسال کنند، قبل از اینکه پس از مواجهه با دعاوی مربوط به حق چاپ، تعطیل شود.
نپستر به نوازندگان برای موسیقی پول نمیداد، اما به کاربران اجازه میداد کار جدیدی انجام دهند: دانلود هر آهنگی که دوست داشتند، به جای خرید کل آلبومها. این تجربه کاربری است که بعداً توسط اپل موزیک و اسپاتیفای به کار گرفته شد. لیدز توضیح داد که نپستر با محروم کردن نوازندگان، ناشران موسیقی و تولیدکنندگان از درآمد، در نهایت آنها را ورشکست کرد.
لیدز گفت: «هر چقدر هم که این محصول خوب میبود، به خصوص در مقایسه با محصول قبلی، دوام نمیآورد زیرا انگلی در صنعت بود و قرار بود میزبان را از بین ببرد.»
از نظر او، نکتهی کلیدی برای ناشران و شرکتهای هوش مصنوعی این است که از نوآوریهایی که تجربهی کاربری بهتری ارائه میدهند، درس بگیرند، اما در عین حال آنها را به شیوهای پایدار پیادهسازی کنند که تولیدکنندگان محتوای باکیفیت را زنده نگه دارد.



