آخرین اخبارجامعهسبک زندگی

از ترس فقر تا گشایش الهی؛ روایتی از حمایت خداوند پس از یک ازدواج توأم با ایمان

ابوالفضل قائم

تفصیل روز – همیشه فکر می‌کردم باید اول شغل پردرآمدی داشته باشم، بعد به فکر ازدواج بیفتم. دانشجو بودم و درآمد چندانی نداشتم. هر وقت بحث ازدواج پیش می‌آمد، همان بهانه‌های همیشگی را می‌آوردم: “هنوز شغل ثابتی ندارم”، “طلاها که روزبه‌روز گران‌تر می‌شوند”، “اجاره خانه کمرشکن است”. تا اینکه در یک کلاس اختیاری قرآن، استادمان به آیه‌ای از سوره نور اشاره کرد که زندگی‌ام را تغییر داد:

«وَأَنکِحُوا الْأَیَامَىٰ مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»

(و مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید، همچنین بردگان و کنیزان صالحتان را. اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌کند و خداوند گشایش‌دهنده و داناست.)

استاد با تأکید خاصی گفت: “این یک وعده الهی است. خداوند صریحاً می‌فرماید اگر کسی به خاطر ترس از فقر از ازدواج خودداری کند، در واقع به این وعده خدا شک کرده است. ازدواج در اسلام یک نهاد الهی است و خود خداوند متعال پشتیبان آن خواهد بود.”

این جمله مثل صاعقه‌ای به دلم نشست. با خودم فکر کردم: “اگر خداوند خودش تضمین کرده، پس من چرا نگرانم؟” تصمیم گرفتم با وجود تمام کمبودها، قدم در این راه بگذارم. ازدواج کردیم؛ در حالی که نه پس‌اندازی داشتیم، نه درآمد ثابتی. اما معجزه‌ها یکی پس از دیگری شروع شد:

· با کمترین پس‌انداز، توانستیم یک آپارتمان کوچک بخریم. هنوز هم دقیق نمی‌دانم چطور این کار ممکن شد!

· همزمان با تولد اولین فرزندمان، یک پیشنهاد شغلی عالی به من رسید؛ گویی خدا می‌خواست بگوید: “نگران نباش، من پشتم!”

· با وجود درآمد محدود، همیشه برکت را در زندگیمان حس می‌کردیم. پولمان شاید کم بود، اما هیچ وقت واقعاً کم نیاوردیم.

امروز وقتی دوستانم را می‌بینم که هنوز به خاطر ترس از مشکلات مالی از ازدواج فرار می‌کنند، داستان خودم را برایشان تعریف می‌کنم. می‌گویم: “ما با توکل بر همان آیه‌ی نورانی قدم برداشتیم و خداوند هم وعده‌اش را عملی کرد.”

نکته‌ای که حالا بعد از سال‌ها می‌فهمم این است: مشکل اصلی ما این نیست که پول نداریم؛ مشکل این است که به وعده‌ی خدا شک داریم. اگر همان روزها در آن کلاس قرآن، آیه‌ی نور را نشنیده بودم، شاید امروز همچنان تنها می‌ماندم و منتظر شرایط “کامل” می‌نشستم که هیچ وقت نمی‌رسد!

حالا هر وقت این آیه را می‌خوانم، اشک در چشمانم جمع می‌شود. می‌بینم که خداوند چقدر راست گفته است: “اگر فقیر باشند، من از فضل خود بی‌نیازشان می‌کنم.” و این یک وعده‌ی الهی است که هرگز شکسته نمی‌شود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا