بازنشستگان؛ وقتی سالهای خدمت، به سالهای حسرت تبدیل میشود
عبدل خزلی / روزنامه نگار

تفصیل روز – بازنشستگان، سرمایههای ارزشمند این سرزمین هستند؛ انسانهایی که جوانی، توان، سلامت و بهترین سالهای عمر خود را صادقانه صرف آبادانی کشور، آموزش نسلها و به حرکت درآوردن چرخ صنعت و اقتصاد کردند. اما امروز، بسیاری از آنان به جای آرامش و امنیت، با دغدغههایی دستوپنجه نرم میکنند که هر روز سنگینتر میشود.
بزرگترین درد بازنشسته، فاصله عمیق میان درآمد و هزینههای زندگی است. حقوقی که حتی پاسخگوی بخش کوچکی از مخارج ماهانه نیست، چگونه میتواند هزینه درمان، دارو، اجاره، خوراک و سایر نیازهای ضروری را تأمین کند؟
بازنشستهای که سالها با صداقت و تعهد خدمت کرده، امروز علاوه بر مشکلات معیشتی، با بیماریها و دردهای جسمی نیز روبهروست؛ دردهایی که درمانشان نیز به پول نیاز دارد، پولی که بسیاری از آنان از تأمین آن ناتوان هستند.
آیا شایسته است پدر یا مادری که عمر خود را صرف خدمت به این کشور کرده، امروز در برابر فرزندان و نوههایش از تأمین سادهترین نیازهای زندگی شرمنده باشد؟ آیا این همان سرنوشتی است که باید در انتظار خدمتگزاران صادق این سرزمین باشد؟
معلمی که سالها عمر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم کرده، کارگری که چرخ کارخانهها را به حرکت درآورده و کارمندی که صادقانه خدمت کرده است، امروز نباید احساس کند که پس از پایان خدمت، به فراموشی سپرده شده است.
تلختر از همه آنجاست که برخی بازنشستگان، اندک پسانداز سالهای عمر خود را برای هزینه کفن و دفن کنار گذاشته بودند، اما تورم افسارگسیخته همان اندوخته ناچیز را نیز بیارزش کرده است. این یعنی دغدغه معیشت، درمان و حتی آخرین بدرقه زندگی، همگی بر دوش بازنشسته سنگینی میکند.
مسئولان محترم؛ آیا کسی هست که صدای بازنشستگان را بشنود؟ آیا زمان آن نرسیده که عدالت، از شعار به عمل تبدیل شود؟ بازنشستگان انتظار زندگی تجملی ندارند؛ خواسته آنان تنها یک زندگی آبرومند، حداقل معیشت، آرامش و حفظ کرامت انسانی است.
آیا با حقوقهای فعلی، حتی میتوان ده روز از یک ماه را با آرامش سپری کرد؟ این پرسشی است که پاسخ آن را نه در آمارها، بلکه باید در سفرههای کوچک و نگاههای پر از نگرانی بازنشستگان جستوجو کرد.
بازنشستگان، طلبکار این کشورند؛ نه از سر لطف، بلکه به حق سالها خدمت صادقانه. امید است روزی برسد که هیچ بازنشستهای دغدغه نان، دارو، درمان و آینده خود را نداشته باشد و سالهای بازنشستگی، به جای سالهای حسرت، دوران آرامش و عزت باشد.



